آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
37
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
ايرانىها ، تاتارها و روسها هنگام تابستان با كشتىهاى بادبانى بر درياى خزر كشتيرانى مىكنند ، ولى از آنجا كه داراى كشتىهاى نامناسب هستند ، و از آنها به خوبى مراقبت و نگهدارى نمىكنند ، بنابراين همواره برابر باد مىرانند و جرأت بردن كشتى را به ميان دريا ندارند و در نزديكى ساحل ، جائى كه هنگام ضرورت بتوانند لنگر اندازند كشتيرانى مىكنند . به طورى كه مارئوس پتريوس « 1 » در روزشمار تاريخى خود مىگويد ، آب در پهنهء اين دريا گويا سياهرنگ چون قير و قطران باشد ، كه من چنين چيزى را مشاهده نكردم « 2 » . همينطور ادعاى او مبنى بر وجود جزايرى « 3 » در اين دريا ، با شهرها و دهات زيبا و مسكون قابل پذيرش نيست ، زيرا در تمام درياى خزر فقط يك جزيره ديده مىشود به نام انزيل « 4 » در كنار فرابات « 5 » كه چراگاههاى زيبا و چند كلبه چوپانى دارد . من با شوق و كوشش از چند نفر گيلانى و ساير اهالى كنار درياى خزر تحقيق كردم
--> ( 1 ) - Mareus Petrejus - سردار رومى كه به سال 49 ق . م خود را به قيصر تسليم كرد . و - آ . ( 2 ) - نزهة القلوب صفحه 239 - « . . . و زمين اين دريا گل است و به اين سبب آبش تيره نمايد به خلاف ديگر بحار كه اكثرا زمين ريگ بود و آب را صافى نمايد و قعر دريا ديدار آيد . » - م . ( 3 ) - همان كتاب و همان صفحه - « . . . و درو كم و بيش دويست جزيره است . مشاهيرش آبسكون است كه اكنون در آب پنهان شده است . . . جزيره ماران ، بيزهر و جزيره جن و جزيره سياه كوه و جزيره روى و جزيره گوسفندان صحرائى و اين جزاير در عهد سابق آبسكون و سياه كوه مسكون بوده است و آن نيز از سكان خالى است . . . » - م . ( 4 ) - Ensil - احتمالا انزلى فعلى - م . ( 5 ) - Farabat - احتمالا فرح آباد - م .